تبليغاتX
شهر من

شهر من

دفتر دل

از آن سوی هستی

ازدیار تجرید و سیال جایی

پرتاب کردم خودرا.

عبوری پرشتاب از بی واسطه گی حس

  ازتجرید

  تاتملک چیزی در آشکارا.

تعلیق،

        تعلیق،

                تعلیق!

شیفته ی این جنون فلسفی خویشم

این هماره گی بیان آوایی بی واژه

انباشت تعلق هایی رها شده

مزه مزه ی طعم گس خواستن

در گستره ی محشر موعودی بی تطبیق.

هنگام که به تو می رسد اندیشه

بردوپا می ایستد این خنگ چموش

هلهله ی یال تمنا

نفیر نفس

نعره ی نرینه ببری

بگریخته زقفس

ضرباهنگ سم و شلاق دم

این سان که می رسد به تو اندیشه

چه جای تقریر حکم منطق و تدریس فلسفه

شیفته ی این جنون فلسفی خویشم

هرچه بادا باد

بزن طبال!

بدم شیپور چی، نفس

درمیدان رزم جنون!

می درانم جامه از تن،

                            آسیمه سر

                                         می زنم چنگ در گریبان حادثه...
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 15:50  توسط گمگشته  | 

حادثه خبر نمى کند۰۰۰

امروز بر اثر بى احتیاطى خانه ى يکى از اهالی شهرمون اتش گرفت،که خوشبختانه کسى آسیب ندید۰
این حادثه ما رو به فکر مى ندازه که به آتشنشانی نياز داریم۰
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 23:30  توسط گمگشته  | 

امسال که عيد بارون نيومد۰
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 3:16  توسط گمگشته  | 

چرا نمى خواهین بفهمید من هیچ کدوم از اينهايى که ميگيد نیستم۰۰۰۰۰۰
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 2:58  توسط گمگشته  | 

                      دیگه

 

                       آپ

 

                   نمیکنم

 

 

          لطفا نپرسید!!!!!!!!!!!!

پ ن:خسته شدم از دست شما ....هر روز یه حاشیه درست میکنید هر روز بر سر

چیزای مزخرف دعوا میکنید....اصلا خودتون میدونید چی میخواین؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 9:18  توسط گمگشته  | 

همه با هم۰۰۰۰۰

سلام دوستان ميخوام یک کم موضوع بلاگ رو تغيير بدم!به جاى اینکه بگيم مسئولین چى کار نکردن بگيم چى کار کردن!! بد عمادشهرو نگيم!خوبى هاشو بگيم!دعوا نکنیم!با هم همکارى داشته باشیم!انتقادهاى درست کنیم!نه اىنکه فقط انتقاد کنیم که یه چيزى گفته باشیم که عریضه خالى نمونه۰۰۰۰

پ ن :نظر شما چیه؟هم اکنون نیازمند ىارى سبزتان هستیم۰۰۰۰

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 1:47  توسط گمگشته  | 

اى بابا۰۰۰

گفتم یه مدت ننویسم ببینم کى به یادمونه!!پشىمون شدم به خدا!!!!!هيچ کس سراغى ازمون نگرفت۰۰۰۰دىگه از این آزمایشات نمیکنم۰۰۰۰۰
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 23:17  توسط گمگشته  | 

کل شى يرجع الى اصله

درک واژه ى مرگ خيلى سخته۰از دست ادن یه عزیز خواه جوون باشه خواه پير۰هر چند پذیرش داغ جوون سختره اما مرگ حقه۰ در گذشت دو تن از عزیزان (سيد عبدالله قتالى و سعید خادمى)را به همه ى بىستگان و دوستان تسلیت میگم۰خداوند به خانواده‌شان صبر عطا فرمايد۰ براى شادى آن مرحومان فاتحه اى میخوانیم و به ىاد داشته باشیم روزى هم نوبت ما میرسد۰۰۰۰
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 0:17  توسط گمگشته  | 

یاد باد آن روزگاران یاد باد

امروز همزمان با هفتمین روز درگذشت زنده یاد" ناصر انجم روز" مراسم یادبودی برای این عزیز بزرگوار در مسجدامام حسن مجتبى)ع(  واقع در چهارراه چنچنه در ساعت ۳ الی ۴:۳۰برگزار میگردد .

حضور شما باعث دلگرمی خانواده ی ایشان میگردد...

پ.ن:بازم به خانواده ی ایشان تسلیت میگم....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 15:0  توسط گمگشته  | 

انا لله و انا اليه راجعون

مهرتان برون نرود ز سینه تا هست این سینه خانه شما و این دل سراى شماست

با کمال تاسف در گذشت ناگهانى زنده ياد ناصر انجم روز رابه خانواده ایشان و تمامى دوستان تسلیت عرض میکنم۰۰۰انشالله خداوند بهشت برين نصیبشان کند و به فرزندان و خانواده ایشان صبر دهد۰۰۰ براى شادى روح این عزیز صلوات۰۰۰

ب.ن:میخواستم زودتر از اینا بیام و تسلیت بگم اما چون گفتم شاید بعضی از دوستان خبر نداشته باشن دیر تر گذاشتم تو نت.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 20:13  توسط گمگشته  |